السيد حامد النقوي

724

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

اجتهاد و ارشاد رسيده در غير منصوصات كتاب و سنّت راه حقّ و صواب مىنمود ؟ ! حالا نصوص ألفاظ كلام ابن عبّاس را درين باب بايد شنيد و عبرت كافى و وافى از أحوال صحابه كه در ما حول آن جناب مىزيستند بايد گزيد . ولىّ اللَّه دهلوى پدر مخاطب در « رساله إنصاف » مىگويد : [ عن ابن عبّاس ، قال : ما رأيت قوما كانوا خيرا من أصحاب رسول اللَّه صلعم ما سألوه إلّا عن ثلث عشرة مسئلة حتّى قبض ، كلّهن فى القرآن ، منهنّ : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ و يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ، قال : ما كانوا يسئلون إلّا عمّا ينفعهم ] . و تتمّهء اين روايت مشتمل بر أمر عجيب و غريبست و از آن ظاهر مىگردد كه أصحاب از كمال خوش فهمى همين سيزده مسئله را نافع به حال خود خيال كرده سؤال خويش را مقصور بر آن نمودند و پرسيدن چيزى ديگر از جناب سرور كائنات عليه و آله آلاف الصّلوات و التّسليمات غير مفيد دانسته راه تجنّب از آن پيمودند ! . 28 - وجه بست و هشتم آنكه : غفلت أصحاب از أحوال جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله الأطياب بحدّي رسيده كه ايشان با وصف حضور در حجّة الوداع نمى دانستند كه حجّ آن جناب حجّ تمتّع بود يا حجّ قرآن يا حجّ إفراد ! چنانچه شاه ولىّ اللَّه در « رساله إنصاف » گفته : [ و منها اختلاف الوهم في التعبير ، مثاله أن رسول اللَّه صلعم حجّ فرآه النّاس فذهب بعضهم إلى أنّه كان متمتّعا و بعضهم إلى أنّه كان قارنا و بعضهم إلى أنّه كان مفردا ] . و پر ظاهرست كه اين گونه غافلين مغفلين كه با وصف همراهى آن جناب در سفر حجّ ندانند كه حجّ آن جناب كدام قسم از أقسام حجّ بود و به غير تحقيق از آن جناب هر يكى بجاى خود حجّ آن جناب را يك قسمى از أقسام حجّ قرار دهد هرگز اهليّت آن ندارند كه نجوم هدايت بعد آن جناب باشند و در غير منصوصات كتاب و سنّت فتاوى خود را براى امّت نبويّه بتراشند . 29 - اقدام بعضى از اصحاب بر صدور فتاوى مهلكه وجه بست و نهم آنكه : جسارت سراسر خسارت بعض أصحاب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بحدّى رسيده بود كه در عهد آن جناب اقدام بر فتاوى مهلكه مىنمودند و با وصف